سرفصل ها نمایش سرفصل ها

بازاریابی چریکی توسط جی کنراد لوینسون تعریف شد. در بازاریابی چریکی به جای استفاده ازپول برای تبلیغات، از متدها و روش های نامنظم ستفاده می شود.

بازاریابی چریکی چیست؟ بازاریابی چریکی را اولین بار جی کنراد لوینسون تعریف کرد. در بازاریابی چریکی به جای استفاده ازپول برای تبلیغات، از متدها و روش های نامنظم مانند انرژی و خلاقیت استفاده می شود. این نوع روش بازاریابی چریکی، بیشتر برای کسب و کارهای کوچک که توانایی هزینه تبلیغات زیاد را ندارند، مفید و سودمند است. همچنین افرادی که نمی توانند برای سئو سایت خود خیلی هزینه کنند مفید می باشد.

بازاریابی چریکی، حرف اول را می توان گفت ایده می زند. یعنی باید بتوانید توسط ایده ای که ارائه می دهید، یک خلاقیت در نوع معرفی محصولات خود ایجاد کنید. هدف شما این است که بتوانید بیشترین نتیجه را از تبلیغ و بازاریابی چریکی خود ببرید، برای همین بهتراست که قوانین آن را رعایت کنید. در این مقاله، ۷ قانون که برای تولید ایده در بازاریابی چریکی باید رعایت کنید، بیان خواهیم کرد.

۷ قانون بازاریابی چریکی

۱. تبلیغات را حداقل برای یک بار به کاربران نشان دهید

در دنیای تکنولوژی امروزی، کاربران قادر هستند که راه نشان دادن انواع تبلیغ و پیام ها را به صورت اتوماتیک خاموش کنند. از این رو، بیشتر پیام ها و تبلیغات که تولید می شود، بدون اینکه حتی برای یک بار توسط کاربران و مصرف کننده دیده شوند، پاک می شوند. برای همین باید به دنبال راهی باشید که کاربران نتوانند تبلیغات شما نادیده بگیرند و در واقع حداقل برای یک بار آن را مشاهده کنند. برای همین است که از تبلیغات بنری، استیکرها و غیره در بازاریابی چریکی استفاده می کنند.

۲. وحشت ایجاد نکنید

در سال ۲۰۰۷، شرکت ترنر چند ربات ماشینی را در اطراف بوستون قرار دارد تا بتواند محصولات و خدمات خود را تبلیغ کند. این ربات ها به صورت خیلی زیبایی ایجاد شده بودند اما متاسفانه بیشتر مردم با دیدن این نوع بازاریابی چریکی به وحشت می افتادند و آن را یک حمله تروریستی تلقی کردند. حتی مقامات دولتی، ایالت را برای مدتی تعطیل کردند.

قبل از انتشار برنامه بازاریابی چریکی خود، آن را برای چند نفر به صورت تست اجرا کنید و بازخورد آن ها بسنجید. در تبلیغات و بازاریابی چریکی خود، از المان و مواردی استفاده کنید باعث جذابیت مردم گردد نه اینکه وحشت آن ها را زیاد کند.

۳. خلاقیت داشته باشید

برای اینکه بتوانید توجه کاربران یا مشتریان را به سمت خود جلب کنید، باید منحصر به فرد عمل کنید. استفاده از جملات کلیشه ای مانند ” ما بهترین ابزار یا محصولات را داریم” نه تنها هیچ توجهی را به سمت خود جلب نمی کند بلکه امروزه باعث کاهش اعتماد در کاربران می شود. بازاریابی چریکی بیشتر بر خلاقیت نامنظم بر تبلیغ تاکید دارد. خلاقیتی که متناسب با علایق بیشتر کاربران و مشتریان حوزه شما باشید. شناخت کاربرانتان قبل از ایجاد یک تبلیغ خیلی مهم است.

۴. کاربران و مشتریان خود را اذیت نکنید

در بازاریابی چریکی نباید کاربران را مجبور به درگیر شدن در تبلیغات کنید. اجبار افراد برای دیدن تبلیغات شما، نه تنها باعث آزردگی آن ها می شود بلکه می توان گفت آن ها به دشمن برند شما خواهند شد. برای مثال کیت کت در تبلیغات خود از صندلی هایی با طرح شکلات خود استفاده کرده است. این یک بازاریابی چریکی با خلاقیت نامنظم است که هیچ گونه اجباری برای کاربران در استفاده نمی کند. بلکه کاربران وقتی این نوع صندلی را می بینند، به آن علاقه مند شده و حتی درصدد تست نشستن برروی آن برمی آیند.

۵. مطمئن شوید که نمایش ها موقتی هستند

هر نوع تبلیغی که در بازاریابی چریکی خود استفاده می کنید، فقط در چند هفته اول جذابیت دارد و برای اینکه بتوانید کاربران و مشتریان را همیشه با خود همراه کنید، بهتر است که حداقل هر چندماه یک دفعه، نوع نمایش بازاریابی چریکی خود را تغییر دهید.

نکته بعدی اینکه برای ایجاد تبلیغات، در انتخاب مواد دقت کنید. از موادی استفاده کنید که بعدا به راحتی قابل پاک شدن باشند. متسفانه بعضی از شرکت ها از مواد کاملا نامناسبی استفاده می کنند که پاک کردن آن ها را دشوار می کند. در نتیجه مجبور به هزینه کردن زیادی برای از بین بردن اثرات تبلیغ می شوند. همچنین چون ممکن است که باعث تخریب محیط زیست گردد، وجهه شما در بین مردم نیز تخریب می شود.

۶. در برنامه برند خود قرار دهید

مسلما هر کسب وکار برای موفقیت برند خود، نیاز به یک استراتژی بازاریابی دارد. یکی از بهترین راه ها برای موفقیت برند استفاده از استراتژی بازاریابی چریکی است. این نوع بازاریابی، علاوه براینکه نسبت به بقیه از نظر هزینه کمتر است، اگر به صورت بهینه ایجاد شود توجهات کاربران بیشتری را می تواند به سمت خود جلب کند.

۷. اشتراک گذاری کنید

زمانی برنامه بازاریابی چریکی شما موفق آمیز است که کاربران بتوانند آن را ببینند. بهترین راه، به اشتراک گذاری آن را مکان های دیگر است. برای مثال، تبلیغ خود را در چند نقطه پررفت وآمد یا پربازدید به اشتراک بگذارید و قرار دهید. به این صورت علاوه براینکه می توانید کاربران بیشتری را درگیر کنید، همیشه تبلیغ خود را جلوی چشم آن ها نگه دارید.

منبع: سئوکار


بررسی کامل بازاریابی پارتیزانی

بگذارید قبل از اینکه به سراغ تعریف بازاریابی چریکی (یا همان بازاریابی پارتیزانی) برویم، یک داستان را برای شما روایت کنیم:

سرقت تلفن همراه یکی از مشکلات اصلی در رومانیا است. در حقیقت، آمار نشان می‌دهد که هر دو دقیقه، یک گوشی موبایل در این کشور دزدیده می‌شود. البته، مردم این کشور می‌توانند گوشی‌های خود را در مقابل سرقت بیمه کنند، اما بسیاری فکر می‌کنند که نیازی به این کار ندارند. برای حل این مساله، یکی از این شرکت‌های بیمه به نام وودافون، کیف‌قاپ‌هایی را استخدام کرد تا اهمیّت بیمه شدن گوشی را جدی‌تر به مردم نشان دهد – البته نه با دزدیدن گوشی آنها، بلکه با انداختن تراکت‌هایی در کیف و جیبشان که روی آنها نوشته بود “دزدیدن گوشی شما ساده است. تلفن خود را در وودافون بیمه کنید.”

هر چند این، یک تاکنیک غیر متعارف تبلیغاتی بود، اما مطمئناً توانست توجه مخاطبان خود را بدست آورد و شرکت وودافون را شناخته‌تر کند. چرا؟ چون مخاطبان از این روش تبلیغاتی وودافون غافلگیر می‌شدند و احتمال اینکه گوشی خود را بیمه کنند افزایش می‌یافت. به علاوه، به احتمال زیاد این داستان را برای دوستان خود نقل می‌کردند. این اساس بازاریابی چریکی است. استراتژی‌هایی که از مدل‌های سنتی بازاریابی پیروی نمی‌کنند و مخاطبان را به روش‌های غیر عادی‌تر تحت تاثیر قرار می‌دهند.

نمونه بازاریابی چریکی

بازاریابی پارتیزانی چیست؟

بازاریابی پارتیزانی یا بازاریابی چریکی که در انگلیسی به نام گوریلا مارکتینگ (Guerrilla Marketing) شناخته می‌شود، یک استراتژی تبلیغاتی نامتعارف است که سعی می‌کند با حداقل هزینه مالی، بیشترین بازخورد را داشته باشد. اما چقدر کم هزینه؟ خب، آنقدری کم هزینه که در ادبیاتِ مدیریت بازاریابی، از بازاریابی چریکی به عنوان بازاریابی بدون هزینه (مالی) نیز نام برده می‌شود. چرا؟ چون از شما دعوت می‌کند که وقت، انرژی و (به خصوص) تخیل خود را صرف تبلیغات کنید و فقط با پول به دنبال جذب مخاطب نباشید.

اساس بازاریابی چریکی، همانگونه که از نام آن پیداست، مشابه تاکتیک جنگ چریکی (یا گوریلا وارفر) است. همان گونه که حتماً می‌دانید، سربازها در جنگ‌های چریکی یا نامنظم، از حرکات غیرقابلپیشبینی و غافلگیرکننده برای شکست دشمن استفاده می‌کنند. برای مثال، در مسیر حرکت نیروهای دشمن، کمین می‌نشینند یا در نیمه‌شب، به اردوگاه دشمن شبیخون می‌زنند.

بازاریابی پارتیزانی برای اولین بار در سال ۱۹۸۴ و با یک کتاب ساده به قلم لِویسون به جهان معرفی شد. اما در حال حاضر بیش از ۳۵ کتاب، یک اتحادیه، یک سایت غنی با خبرنامه، فایل‌های صوتی تصویری بسیار، سازمانی مشاوره‌ای، ستون‌هایی در روزنامه‌های بین المللی، مجلات، اینترنت و همایش‌ها و سمینارهای مختلف در بسیاری از کشورها در مورد این روش بازاریابی و نمونه‌های مختلف آن وجود دارد و البته همچنان منابع آن با سرعت بالایی در حال رشد و گسترش است.

جی کانرد لویسون، پدر بازاریابی چریکی، این استراتژی را اینگونه توصیف می‌کند:

تعریف بازاریابی از نگاه پدر بازاریابی چریکی

روحیه و ماهیّت بازاریابی چریکی همواره یک چیز است: دستیابی به هدفهای متعارف مانند سود و جلب رضایت مخاطب، با استفاده از روش‌های غیر متعارف و با سرمایه‌گذاری بر روی انرژی، به جای پول.

چرا بازاریابی چریکی تا این حد موفق بوده است؟

حال شاید بپرسید که چرا بازاریابی چریکی تا این حد مورد توجه کسب و کارهای کوچک (و البته بزرگ) قرار گرفته است. دلایل بسیاری می‌توان برای محبوبیت این روش بازاریابی پیدا کرد.

همانطور که دیدیم، بازاریابی چریکی به راحتی قابل پیاده‌سازی بوده و هزینه مالی آن بسیار پایین است. با اینحال، می‌تواند یک تاثیر قابل توجه در مخاطب داشته باشد و برند را به شکلی جذاب و خلاقانه به مشتری معرفی نماید. دقیقاً به خاطر همین ویژگی‌ها بوده که این روش بازاریابی، تا به امروز، توانسته موفقیت‌های بسیاری را برای کسب و کارهای کوچک در جای جای دنیا به همراه داشته باشد.

البته شکی نیست که شرایط فعلی اقتصاد جهانی نیز در محبوبیت بازاریابی چریکی نقشی موثر داشته است. هزینه‌های تکنولوژی روز به روز کاسته می‌شود و محبوبیت آن، روز به روز، افزوده. دولت‌ها نیز در حال ارائه تسهیلات بیشتر به کسب و کارهای کوچک هستند تا فرصت رشد آنها را فراهم کنند و از آن طرف، قوانین بیشتری برای کسب و کارهای بزرگ وضع می‌کنند. نکته آخر اینکه آگاهی مردم در حال رشد است و دیگر کمتر از قبل گول نام برندها را می‌خورند. نتیجه تمام این موارد آن بوده که فرصت بی‌سابقه‌ای برای ترقی کسب و کارهای کوچک به وجود آید و شاهد افزایش تصاعدی تعداد آنها باشیم.اصول بازاریابی چریکی

البته نباید فقط قسمت خوب ماجرا را ببینیم. درست است که کسب و کارهای کوچک در سال‌های اخیر بیشتر شده‌اند، اما بسیاری از همین کسب و کارهای کوچک، به دلیل عدم بازاریابی درست بود، با شکست روبرو شده‌اند. در چنین شرایطی، بازاریابی چریکی همچون یک فرشته نجات برای کسب و کارهای کوچک بوده و به عنوان یک روش قابل فهم و ساده، توانسته یک فرصت رقابتی عالی را در اختیار این تجارت‌ها قرار دهد. راهکار کم هزینۀ آنها، در دنیایی پر هزینه و یک روش بازاریابی ساده، در دنیایی پیچیده و سردرگم.

تاریخچه بازاریابی پارتیزانی

پیشینۀ بازاریابی را می‌توان تا چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح تعقیب کرد. یعنی زمانی که اولین مصری‌‌ها از پاپیروس برای نوشتن پیام‌های تبلیغاتی و پوستر‌های دیواری استفاده کردند. در حقیقت، چیزی که ما به عنوان تبلیغات سنتی می‌شناسیم، به تدریج و طی قرن‌ها کامل‌ شده است. با اینحال، زمان شکفتن آن به اوایل قرن نوزده میلادی بر‌میگردد.

در آن سال‌ها، هدف اصلی تبلیغات به تدریج از درگیر کردن مخاطب و سرگرم کردن او، به سمت ارائه اطلاعات در مورد محصول و خدمات یک شرکت حرکت می‌کرد. این موضوع آنقدر جدی شده بود که در دهه شصت، کمپین‌های تبلیغاتی صرفاً بر تبلیغات سنگین رادیویی، چاپی و تلویزیونی تمرکز کرده بودند و آژانس‌های تبلیغاتی سنتی صرفاً قصد داشتند مشتریان را مجاب به خرید کنند. و طبیعتا… مردم از این وضع خسته شده بودند. زمان تغییر فرا رسیده بود.

guerrilla-marketing-book-novin

در ۱۹۸۴، بازاریابی به نام جی کانرد لویسون، عبارت “بازاریابی چریکی” را در کتابی با همین عنوان معرفی کرد. لویسون در این کتاب، روش‌های جالبی برای مقابله با روش‌های سنتی بازاریابی را ارائه داد که بر آنها نام بازاریابی چریکی را گذاشته بود. او هدف اصلی بازاریابی چریکی را، پیاده‌سازی تبلیغات نامتعارف با کمترین بودجه ممکن و کسب اطمینان از دریافت بیشترین بازخورد ممکن تعریف کرد. از نظر لویسون، کمپین‌های تبلیغاتی باید شوکه کننده، منحصر به فرد، زیرکانه و حتی گستاخانه باشند.

این روش، در جهان پر خرج بازاریابی سنتی، راهکاری عالی برای بقا به کسب و کارهای کوچک ارائه می‌داد. در نتیجه، بسیاری از این تجارت‌ها به تدریح به این روش روی آوردند و در نتیجه، تفکر و نگاهی کاملاً جدید نسبت به بازاریابی پیدا کردند.

بازاریابی پارتیزانی به درد چه کسب و کار هایی می خورد؟

همانطور که دیدیم، هدف اصلی بازاریابی پارتیزانی آن کسب و کارهای کوچکی بودند که به دنبال روش‌های ساده و کم خرج برای جذب مخاطب هستند. اما این نوع از بازاریابی لزوماً منحصر به تجارت‌های کوچک نیست و تا به حال، بسیاری از برندهای تجاری بزرگ نیز با موفقیّت از آن استفاده کرده‌اند.

در ادامه به بررسی روش‌های بکارگیری این نوع بازاریابی هم برای کسب و کارهای کوچک، و هم بزرگ خواهیم پرداخت.

کسب و کارهای کوچک چگونه از بازاریابی چریکی استفاده میکنند

بازاریابی پارتیزانی شاید انتخاب درستی برای تجارت کوچک شما باشد. می‌پرسید چرا؟ وقتی که این روش بازاریابی به درستی پیاده شود معمولا با هزینه کم و دسترسی بالا به مخاطبان موردنظر همراه است. این روش همچنین راهی مناسب برای متفاوت جلوه دادن شرکت شما در میان رقباست چرا که شما به عنوان شرکتی خلاق و متفاوت در ذهن مخاطبان خود جای می‌گیرید و این به اعتبار تجاری شما کمک بسزایی می‌کند.  متخصصان بازاریابی در رابطه با بازاریابی پارتیزانی خوب می‌گویند:

یکی از نمونه‌های معروف بازاریابی چریکی در کسب و کارهای کوچک پروژه ویچ بلایر (The Witch Blair Project) می‌باشد که توسط چند فارغ ‌التحصیل فیلم سازی از دانشگاه فلوریدا با بودجه‌ای کم و یک دوربین انجام شد."این سه نفر گم شده اند" - تبلیغات کاملاً جدی فیلم ویچ بلیر

“این سه نفر گم شده اند” – تبلیغات کاملاً جدی فیلم ویچ بلیر

آنها وب‌سایتی را طراحی کردند و در آن این شعار را نوشتند:

در اکتبر سال ۱۹۹۴، سه دانشجوی فیلم سازی که برای ساختن یک فیلم مستند به جنگل‌های حوالی مری‌لند آمریکا رفته بودند ناپدید شدند. یک سال بعد، دوربین آنها پیدا شد.

پیش نمایشی که در شبکه براوو پخش شد توجه همه را به خود جلب کرد. تهیه کننده این برنامه از سازندگان این فیلم درخواست کرد که وب‌سایت جدیدی برای این فیلم طراحی کنند زیرا که تمرکز بازدید کنندگان سایت براوو از صفحه این فیلم باعث شده بود که برنامه‌های دیگر این شبکه کم تر به چشم بیایند.

کسب و کارهای بزرگ چگونه از بازاریابی چریکی استفاده میکنند

بازاریابی پارتیزانی اصالتا ایده‌ای بود که به کمک کسب و کارهای کوچک آمد اما این کسب و کارهای بزرگ را از استفاده کردن از این ایده باز نداشت. شرکت‌های تجاری مختلف از بازاریابی چریکی به عنوان مکمل کمپین‌های تبلیغاتی خود استفاده می‌کنند. برخی از بازاریاب‌ها اعتقاد دارند که وقتی برند‌های معروف از بازاریابی چریکی استفاده می‌کنند، استراتژی آنها در حقیقت چریکی نیست چراکه این شرکت‌ها از بودجه بالایی برخوردارند و همچنان در زمان انجام بازاریابی شرکت آنها معروف است.

کمپین بازاریابی چریکی ناموفق

استفاده از بازایابی چریکی برای کسب و کارهای بزرگ دارای ریسک زیادیست. در مواردی تبلیغات چریکی آنها می‌تواند شکست بخورد و به یک کابوس برای روابط عمومی این شرکت‌ها تبدیل شود. تجارت‌های کوچک‌تر می‌توانند با خیال راحتتر به بازاریابی پارتیزانی بپردازند چرا که مردم زودتر شکست تبلیغاتی آنها را فراموش می‌کنند.

یک نمونه ناموفق از بازاریابی پارتیزانی به فیلم Aqua Teen Hunger Force  از شبکه Cartoon Network  برمی‌گردد که به یک وحشت درون شهری منجر شد. شرکت بازاریابی چریکی مربوط به این پروژه پلاکاردهای LED یکی از کاراکترهای این این فیلم را در سطح شهر به طور پراکنده نصب کردند. این پلاکاردها در روز خاموش ماندند و در شب روشن شدند به خاطر شباهت این پلاکاردها به بمب مردم در سطح شهر وحشت کردند.

این برنامه نفدهای موافق و مخالف زیادی را از متخصصان بازاریابی دریافت کرد و شرکت سازنده و شرکت بازاریاب این پروژه مجبور به پرداخت دو میلیون دولار جریمه شدند.guerrilla-marketing-failure-novin

یک پلیس در حال خنثی کردن پلاکارد تبلیغات چریکی فیلم “آکوا تین”

یک نمونه موفق بازاریابی چریکی مربوط می‌شود به شرکت کوکا کولا. این شرکت به کمک شرکت بازاریاب Definition 6 فیلم تبلیغاتی “ماشین خوشحالی” را طراحی کرد. در این ویدیو از یک دستگاه خرید اتوماتیک کوکا کولا که برای مشتریان خود بیشتر از یک نوشیدنی خنک می‌انداخت گرفته شده است. این کلیپ در دانشگاه سن جان در محله کویین نیویورک توسط پنج دوربین مخفی ضبط شده است

این ویدیو به شکل ویروسی پخش شد و بیش از چهار و نیم میلیون نفر این کلیپ را در یوتیوب مشاهده کردند. این فیلم بیشترین نفوذ را در برزیل، مکزیک، ژاپن، و روسیه داشت.

تبلیغات چریکی و تاثیر آن در بازاریابی دیجیتال

اصول تبلیغات چریکی را می‌توان در بازاریابی اینترنتی نیز پیاده‌سازی کرد. ما می‌توانیم با یک هزینه کم، راهکارهایی پیدا کنیم که مخاطبان خود را غافلگیر کنیم و نام خود را در ذهن آنها حک کنیم. البته، برای این منظور بهتر است که شناخت درستی از فضای اینترنت پیدا کنیم و دقیقاً با ویژگی‌ها، مزایا و معایب بازاریابی آنلاین آشنا باشیم. که این خود یک بحث کاملاً مفصل است و به پست جداگانه خود نیاز دارید. سعی می‌کنیم در آینده به سراغ این مبحث نیز برویم.

سخن آخر

درست است که بازاریابی چریکی در اکثر مواقع به کمک کسب و کارهای کوچک آمده است اما کسب و کارهای بزرگ نیز از این استراتژی بازاریابی استفاده کرده اند، اما اگر تصمیم به استفاده از این شیوه بازاریابی را دارید یک چیز را فراموش نکنید،  اگر تمایل به ریسک پذیری ندارید بازاریابی چریکی برای شرکت شما مناسب نیست. از طرف دیگر با کمی خلاقیت می توانید با کمترین هزینه یک کمپین تبلیغاتی متمایز داشته باشید.

حتماً نظرات خود را در مورد بازاریابی چریکی و میزان تاثیرگذاری آن را از طریق بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

منبع: نوین


بازاریابی پارتیزانی

بازاریابی پارتیزانی یا بازاریابی چریکی (به انگلیسی: Guerilla Marketing) روشی نامنظم و نامتعارف در انجام فعالیت‌های تبلیغی بر مبنای یک بودجه بسیار کم است که نخستین بار توسط جی کنراد لوینسون مطرح گردید. ارزان تر باشد و حداکثر نتایج را به ارمغان آورد تمرکز می کند. شاید برای شما هم سؤال باشد که چرا بازاریابی پارتیزانی به گوریلا مارکتینگ(guerrilla marketing) معروف می باشد! در واقع واژه گوریلا که در فارسی، چریکی ترجمه می شود به معنی جنگجوی غیر نظامی است و مفهوم بازاریابی چریکی از جنگ چریکی که یک دتت جنگ نامنظم و مربوط به استراتژی های کوچک تاکتیکی می باشد، بطوریکه توسط شهروندان مسلح بکار گرفته می شود، الهام گرفته شده است. بسیاری از این تاکتیک ها عبارتند از کمین، خرابکاری، حملات و عناصری از تعجب! به‌طور مشابه، بازاریابی چریکی نیز همانند جنگ چریکی، از تاکتیک های یکسانی در صنعت بازاریابی استفاده می کند.

چنین تبلیغاتی گاه به گونه‌ای مطرح می‌شود که مخاطب حتی از وجود آن بی اطلاع است و شاید بتوان گفت این نوع بازاریابی از انواع بازاریابی پنهان یا بازاریابی مبتنی بر هیاهو است. در واقع بازاریابی پارتیزانی نوعی بازاریابی نامنظم برای کسب حداکثر نتایج با بکارگیری حداقل منابع است، ابتکار و نوآوری، شکستن قوانین و جستجوی راهکارهای بدیل برای روش‌های بازاریابی سنتی است. بازاریابی چریکی که به گوریلا مارکتینگ نیز معروف می باشد، یک نوع خاص از استراتژی‌های تبلیغاتی است که بر روی تاکتیک‌های بازاریابی غیر‌متعارف و متفاوت بطوریکه نسبت به سایر تبلیغات کم هزینه‌تر باشد و حداکثر نتایج را نیز به ارمغان آورد تمرکز می‌کند.

بازاریابی پارتیزانی را جی کنراد لوینسون در سال ۱۹۸۴ در کتابی با عنوان بازاریابی پارتیزانی تشریح کرد که در آن کارآفرینان و کسب و کارهای کوچک را هدف خود قرار داد.

از آن پس لوینسون ۲۰ کتاب دیگر در این باره نوشت و در آن همچنان کسب و کارهای کوچکی را که دارای منابع و بودجه بسیار اندک نسبت به کسب و کارهای بزرگتر بودند، مورد توجه قرار داد و از مزیت تاکتیک‌های بازاریابی پارتیزانی برای اینگونه شرکت‌ها نوشت.

یک عقیده بسیار رایج و مرسوم در رابطه با تبلیغات پارتیزانی آن است که این نوع از تبلیغات تنها مختص کسب و کارهای کوچک و نوپا که به لحاظ مالی بودجه کمی در اختیار دارند، می باشد. اما این یک تفکر غلط بوده و چه بسیار کسب و کارهای بزرگ و شناخته شده‌ایی که به سراغ بازاریابی چریکی رفته و موفق هم بوده‌اند. از جمله این برند‌های مطرح می‌توان به کوکا کولا اشاره کرد. برند کوکا کولا در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار تبلیغات چریکی را بکار گرفت و با قراردادن یک ماشین وندینگ در یک دانشگاه که جز دادن نوشیدنی سرد، کارهای جذاب دیگری از قبیل دادن پیتزا، ساندویچ، تعداد زیادی نوشیدنی، نوشیدنی همراه با لیوان یخ، عینک فانتزی و … هم انجام می‌داد، دانشجوها رو شگفت‌زده و فضای شادی را برای آنها فراهم کرد. به همین دلیل نام این کمپین یا تبلیغ چریکی “ماشین شادی” گذاشته شده است.

با وجود آنکه برند کوکا کولا برندی بزرگ و شناخته شده می‌باشد، اما بازاریابی چریکی برای آن بسیار اثر بخش و سود ده عمل کرده و بدلیل بالا بودن نرخ برگشت سرمایه (ROI)، کوکا کولا تصمیم گرفت تا موضوع “شادی” را با انتشار چندین فیلم مشابه دیگر ادامه دهد.

انواع مختلف بازرایابی پارتیزانی

یکی از ویژگی‌های بارز و کلیدی که هر تبلیغ چریکی باید دارا باشد غیر منتظره و خلاق بودن است. در واقع همین ویژگی یا بهتر است بگوییم مزیت غیره منتظره بودن است که منجر به عکس العمل‌های عاطفی چون خنده، شوک و ناراحتی می‌شود. میتوان با استفاده از گوریلا مارکتینگ یا در واقع همان بازاریابی پارتیزانی، کاملاً به نفع یک کسب و کار استفاده کرد وبه ارتقاء یک برند خاص کمک شایانی نمود.

آژانس‌های تبلیغاتی از طریق ایده‌های خلاق و غیره منتظره که به‌طور شگرفی یک محصول خاص را به زندگی روزمره مردم مرتبط می‌کند، عکس العمل‌هایی چون گریستن، خندیدن، تعجب کردن و … را در مخاطب ایجاد و از این واکنش‌های طبیعی به نفع یک برند خاص استفاده می کنند. تبلیغات پارتیزانی از تنوع بسیار زیادی برخوردار است که در ادامه به بررسی تمام انواع آن می‌پردازیم.

بازاریابی پارتیزانی محیطی(Ambient marketing))

بازاریابی پارتیزانی محیطی نوعی از تبلیغات چریکی بوده و برای کسب و کارهایی که در مرحله آگاهی برند به سر می بردند بسیارمناسب است. از طریق بازاریابی محیطی می‌توان یک برند خاص را بدون آنکه به‌طور ویژه و مستقیم به تبلیغ محصول پرداخته شود، معرفی کرد.

بازاریابی پارتیزانی مردمی(Grassroots marketing)

همانطور که از عنوان آن پیداست، این نوع از بازاریابی پارتیزانی کاملاً مبتنی بر مردم است. در واقع باید حس محبوبیت و علاقمندی نسبت به یک برند، از طریق کمپین‌های مردمی منتقل شود. برخی از کمپین‌های مردمی یا بازاریابی پارتیزانی مردمی، دارای ویژگی‌های بازاریابی حضوری (مانند ارسال پیام‌های تبلیغاتی مربوط به کسب و کار شما) و یا بازاریابی ویروسی (مانند تبلیغ سونی تولید شده توسط کاربر) می‌باشند. در واقع بازاریابی مردمی موفق، مبتنی بر ایجاد و شکل گیری روابط با مخاطبین است که تنها بر ارتباط شخصی تأکید دارد، نه انتشار پیام و امید به آنکه مشتریان بالقوه حتماً آن را ببینند.

بازاریابی پارتیزانی ویروسی (viral marketing)

یکی از پرکاربردترین و قابل توجه‌ترین شیوه‌های بازاریابی پارتیزانی، بازاریابی ویروسی است. بازاریابی ویروسی قابلیت آنکه برنامه‌ریزی یا پیشبینی شود را ندارد. یک تبلیغ ویروسی موفق از شبکه‌های ارتباطی موجود (شما به دو نفر از دوستان خود می‌گویید، آن دو به چند نفر دیگر و به همین صورت پیام بین مردم منتقل می‌شود) بدون نیاز به منابع زیاد دیگری استفاده می‌کند و تقریباً می‌توان گفت غیر‌قابل توقف است و تا مدت‌های دور نیز می‌تواند بین مردم دست به دست شود.

بازاریابی پارتیزانی حضوری (Presence marketing)

حتماً این ضرب المثل که هر “آنکه از دیده رود از دل برود” را شنیده‌اید! در واقع می‌توان گفت بازاریابی پارتیزانی حضوری از این مثل گرفته شده است و تا حدودی هم می‌توان گفت مشابه بازاریابی محیطی است. بطور‌کلی احتمال به فراموشی سپردن برندهایی که حضور مداوم در بین مخاطبین دارند و همواره در معرض چشم آنها هستند بسیارکم می‌باشد.

یکی از مزیت‌های بازاریابی پارتیزانی حضوری زنده نگه داشتن نام یک برند و یا کمک به یک کسب‌و‌کارجدید برای ورود به بازار می‌‌باشد. از جمله مثال‌های بازاریابی محیطی می‌توان به قرار دادن محصولات در فیلم‌ها و نمایش‌های تلویزیونی، تبادل نظر در جشنواره‌ها و بازار‌های محلی، به روز رسانی به طور منظم توییتر یا هر فعالیت دیگری که باعث شود نام محصول به طور روزانه و مکرر دیده شود و یا تکرا شود، اشاره کرد. کسب‌و‌کا‌رهای کوچک و کارآفرینان با بودجه‌های بازاریابی پایین معتقدند، بازگشت سرمایه بازاریابی حضوری بسیار قابل توجه می‌باشد.

بازاریابی پارتیزانی پوستری (Wild postings)

این سبک از بازاریابی پارتیزانی قدیمی بوده و تقریباً میتوان گفت از بین رفته است. با این وجود تعداد محدودی از گروه‌ها و محصولات ایندیه (indie) همچنان برای آنکه تصویر ایندیه بودن خود را حفظ کنند به آن مشغول هستند. از جمله تبلیغات پارتیزانی پوستری(وحشی) می‌توان به نصب پوستر‌های متفاوت و بزرگ بر روی دیوا‌رها به منظور تبلیغ کنسرت یا تئاتر و یا طراحی‌های بسیار خاص بر روی دیوار‌های شهر، اشاره کرد.

بازاریابی از طریق بسته دستمال کاغذی (Tissue-pack advertising )

این روش از بازاریابی پارتیزانی بسیار ساده اما هوشمندانه است و اولین بار توسط ژاپنی ها با این عقیده که ” چه کسی دست رد به سینه یک چیز رایگان خواهد زد؟” بکار گرفته شد. در واقع ارائه یک آیتم به‌صورت رایگان به مردم، در حالیکه تبلیغات برند شما روی جلد آن باشد، باعث خواهد شد تا آخرین لحظه مصرف، نام برند شما دیده و تکرار شود.

بازاریابی از طریق بسته دستمال کاغذی،  یک ایده خلاق و گیرا بود که بعده ها با تغییر شکل به پاکت بسته بندی سایر محصولات مانند قوطی کبریت نه فقط دستمال کاغذی، از مرزهای کشور ژاپن خارج و وارد کشو‌ر‌های دیگر شد. جالب است که بدانید، اکنون در سرتاسر ژاپن بسته های دستمال کاغذی به‌طور رایگان به منظور تبلیغات، همواره در اختیار مردم می‌باشد.

 یکی از جالب‌ترین و موثرترین گونه‌های بازاریابی چریکی، بازاریابی پنهان که به بازاریابی دهان به دهان نیز معروف است، می‌باشد. در واقع بازاریابی پنهان تماماً به معنی فروش یک محصول/خدمات به شخصی بدون آنکه خود فرد متوجه شود که تا چند لحظه قبل از ترغیب شدن به خرید، شاهد پیچ فروشی بوده است، می‌باشد. بازاریابی پنهان تقریباً مشابه بازاریابی محتوایی است. یک مثال مناسب از این نوع بازاریابی چریکی، تبلیغ جاروبرقی برند لوازم خانگی Miele می‌باشد.

Astroturfing

این نوع از بازاریابی پارتیزانی مشابه بازاریابی ویروسی بوده با این تفاوت که در نشر تبلیغ، مردم دخیل نمی‌باشند و مجموعه‌ایی از بلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی وابسته به صاحب برند، به‌طور غیر‌مستقیم به نشر و وایرال کردن آن می‌پردازند.

بازاریابی پارتیزانی جایگزین (Alternative Marketing)

بازاریابی پارتیزانی جایگزین، وقتی رخ می‌دهد که با ایجاد یک اتفاق غیر منتظره برای کسب و کار خود باعث شویم تا سر صدا به پا شود و در نتیجه منجر به فروش بیشتر یا دیده شدن شویم.

باید توجه داشت که در این نوع از بازاریابی پارتیزانی، اگر مردم متوجه شوند که خود سازمان به‌طور مستقیم در این کمپین دخیل بود، کمپین تبلیغاتی جایگزین تبدیل به یک فاجعه خواهد شد.

از جمله نمونه های بازاریابی پارتیزانی جایگزین می‌توان به هک شدن برند Paris Hilton’s Sidekick و در نتیجه، افزایش فروش چشمگیر آن اشاره کرد.

بازاریابی پارتیزانی تجربه‌ایی(experiential advertising)

در این نوع از بازاریابی، فرصتی را برای مخاطبین فراهم می کنیم که حس استفاده از محصول را درک کنند. تقریباً می‌توان گفت، این نوع از بازاریابی پارتیزانی در تمامی شرکت ها قابل قبول بوده. از جمله نمونه‌های بازاریابی پارتیزانی تجربه‌ایی می‌توان به برند IKEA اشاره کرد که با قرار دادن مبل‌های خود در ایستگاه‌های اتوبوس هم به مخاطبین فرصت تجربه کردن محصولات خود را داد و هم باعث وایرال شدن این تبلیغ شد.